دیو اختر

لغت نامه دهخدا

دیواختر. [ وْ اَ ت َ ] ( ص مرکب ) بدسرشت. ( ناظم الاطباء ). کنایه از بداختر زیرا که چیز بد را به دیو نسبت کنند که ترجمه شیطان است. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بد سرشت.

جمله سازی با دیو اختر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زانم چه که بر اوج رسد اختر طالع بر حال بدم چون اثر او نرسانید

💡 شمع همت غرفه غم را بمقصد مومیاست نور اختر کشتی شب را بساحل رهبرست

💡 جناب حجت الاسلام آقاى سيد على اختر زيدى هندى از يك زائر شيعه كه از بندر بمبئى بهطرف كربلا مى رفته نقل كردند:

💡 اختر برگشته ام را سوخت آخر برق آه آه ازین محنت که برق آهم از اختر گذشت

💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون همکار انجمن سلطنتی، مدال طلائی انجمن سلطنتی اختر شناسان، و جایزه بروس شده‌است.

💡 قبتان (به عربی: قبتان) یک روستا در سوریه است که در ناحیه اخترین واقع شده‌است. قبتان ۸۴۶ نفر جمعیت دارد.