لغت نامه دهخدا
( دیلم آسا ) دیلم آسا. [ دَ ل َ ] ( ص مرکب ) مانند دیلم. همچون مردم دیلم به مناسبت مجعد بودن موی سرشان:
جعد بر جعد بسته مرزنگوش
دیلم آسافکنده بر سر دوش.نظامی.
( دیلم آسا ) دیلم آسا. [ دَ ل َ ] ( ص مرکب ) مانند دیلم. همچون مردم دیلم به مناسبت مجعد بودن موی سرشان:
جعد بر جعد بسته مرزنگوش
دیلم آسافکنده بر سر دوش.نظامی.
( دیلم آسا ) مانند دیلم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجهگیر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان دیلم استان بوشهر ایران.
💡 یککوه به خوارزم و دگرکوه بهکرمان یککوه بهکشمیر و دگرکوه به دیلم
💡 رزدرود، روستایی از توابع بخش دیلمان شهرستان سیاهکل در استان گیلان ایران است.
💡 ای دبیر حضرت ای میری که ذکر خیر تو آشکارا نزد ترک و دیلم و تازی کنم
💡 بنهخاطر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان دیلم استان بوشهر ایران.
💡 بخش مرکزی شهرستان دیلم یکی از بخشهای شهرستان دیلم استان بوشهر در جنوب ایران است.