کارگزار فرهنگی
مترادفها
عامل فرهنگی، واسطه فرهنگی
فرهنگستان زبان و ادب
{culture broker} [گردشگری و جهانگردی] شخص یا سازمانی که بین فرهنگ مقصد و فرهنگ گردشگر به شکل های متفاوت ارتباط برقرار می کند
ویکی واژه
شخص یا سازمانی که بین فرهنگ مقصد و فرهنگ گردشگر به شکلهای متفاوت ارتباط برقرار میکند.
جمله سازی با کارگزار فرهنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای احیای ریشههای کهن زبان پارسی دری در خراسان بزرگ، بنیاد فردوسی پیشنهاد دادهاست تا با پشتیبانی سازمانهای کارگزار فرهنگی ایران از جمله سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، شهر توس و روستای پاژ بهعنوان قطب گردشگری فرهنگی و تاریخی در آسیای میانه طرحی جامع اجرایی شود.
💡 در سند ملی آییننامه «شورای احیای مجموعه فرهنگی تاریخی توس» ضمن تأیید ضرورت بازسازی توس بر لزوم تعامل نهادهای کارگزار فرهنگی ایران با تشویق و مشارکت سرمایههای بخش خصوصی تأکید شده تا آنکه مجموعه توس در خور جایگاه فردوسی باشد و نیز با معرفی ارزشهای فرهنگی و تاریخی توس به جهانیان به محلی برای تبادل فرهنگی در سطح کشوری و برونمرزی تبدیل شود.
💡 هر فرد در جامعه میتواند به عنوان یک کارگزار فرهنگی عمل کند و با رفتارهای خود، ارزشها و باورهای نسلهای آینده را شکل دهد.
💡 دولتها معمولاً از نهادهای آموزشی به عنوان کارگزار فرهنگی اصلی برای انتقال دانش، فرهنگ و آداب و رسوم ملی به دانشآموزان استفاده میکنند.
💡 نقش کارگزار فرهنگی در حفظ هویت ملی در عصر جهانیشدن بسیار حیاتی است تا از نفوذ بیروعه فرهنگهای بیگانه جلوگیری به عمل آید.