دور افشاره

لغت نامه دهخدا

دورافشاره. [ اِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دورافشارنده.که به فاصله بسیار پراند ( صفتی ایر را در انزال ):
زین سرابونی یک اندامی درشتی پردلی
مغکلاهی مغرویی دیرآب و دورافشاره ای.سوزنی.

فرهنگ فارسی

دور افشارنده که به فاصله بسیار پراند.

جمله سازی با دور افشاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان باده همچون عسس ایمن کن هر دزد و خس سجده کنانند این نفس هر فکر دل افشاره‌ای

💡 زین سرایوئی، یک اندامی، درشتی، یردلی مغ کلاهی، مغ روی، بر آب رود افشاره‌ای

💡 بی‌خار گردد شاخ گل زیرا که ایمن شد ز ذل زیرا نماندش دشمنی گل چین و گل افشاره‌ای

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز