لغت نامه دهخدا
دوال گشادن. [ دَ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از پرواز کردن باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ):
چو باز از نشیمن گشاید دوال
شکسته شود کبک را پر و بال.نظامی.
دوال گشادن. [ دَ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از پرواز کردن باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ):
چو باز از نشیمن گشاید دوال
شکسته شود کبک را پر و بال.نظامی.
کنایه از پرواز کردن باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندین دربسته بی کلید است چه سود کس نام گشادن نشنیده است چه سود
💡 فرستاده گفت ای جهان پهلوان کنون رازها را گشادن توان