لغت نامه دهخدا
دلدل بلاغ. [ دُ دُ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گوی آغاج بخش شاهین دژ شهرستان مراغه. آب آن از چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دلدل بلاغ. [ دُ دُ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گوی آغاج بخش شاهین دژ شهرستان مراغه. آب آن از چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محتاج دیگری نبود یک کناره نان هر کس ز خوان صاحب دلدل شکسته است
💡 ای دلدل تو از گره تنگنای دهر تا عرش با براق نبی رفته هم عنان
💡 قاضی باز و کبوتر، غازی دلدل سوار تا قیامت برق در کار رم از شمشیر اوست
💡 کی بود جولان گرد دلدل او رخش را کمتر از زالیست در میدان او گر رستم است
💡 حمله زد گفتا بگیر این ذوالفقار دان که هستم من شه دلدل سوار