دریای ازف

لغت نامه دهخدا

( دریای آزف ) دریای آزف. [ دَرْ ی ِ زُ ] ( اِخ ) دریائی است بوسعت حدود 38 هزار کیلومتر مربع از شاخه های شمالی دریای سیاه که بوسیله تنگه کِرچ با این دریا مرتبط است. رودهای دون و کوبان به آن میریزند. ( از دائرةالمعارف فارسی ).

فرهنگ فارسی

( دریای آزف ) خلیجی مشکل از بحر اسود که بنام دریای زاباخ نیز نامیده میشود.این خلیج بین اوکرانی و روسیه جنوبی داخل میگردد و رودخانه دن در آن میریزد.
دریائی است به وعت حدود ۳۸ هزار کیلو متر مربع از شاخه های شمالی دریای سیاه که به وسیله تنگه کرچ با این دریا مرتبط است. رودهای دون و کوبان به آن می ریزند.

جمله سازی با دریای ازف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست جز باد به کف ساحل هشیاری را صدف گوهر مقصد دل دریای می است

💡 هر ابر که برخاست ز دریای سرشکم باران تجلی شد و در طور فرو ریخت

💡 دل ناخدای بحر تماشای دیگر است این گوهر یگانه ز دریای دیگر است

💡 شدی بیرون و در تحقیق ماندی از این دریای دل گوهر فشاندی

💡 چون یقین دیدم عنایتهای تو بر وی او دریست از دریای تو

💡 ترک هواست، کشتی دریای معرفت عارف به ذات شو نه به دلق قلندری

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز