لغت نامه دهخدا
درچین ورچین کردن. [ دَ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از اتباع است به معنی جمع و جور کردن. کاخالهای متفرق و پریشان شده اتاق را منظم ساختن وهر یک را بجای خود نهادن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درچین ورچین کردن. [ دَ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از اتباع است به معنی جمع و جور کردن. کاخالهای متفرق و پریشان شده اتاق را منظم ساختن وهر یک را بجای خود نهادن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دورههای تقویم درچین بسیار متفاوت ومتنوع است و هر تغییر وبسطی که در ساختار تقویم چین صورت میگرفت مرهون نیازهای نوین کشاورزی و پیشرفت در علم نجوم است. به طوری که کشور در اقتصاد حرکتی روبه رشد مینمود.
💡 برخی ازمقامات قضایی آمریکا معتقدند که این روش انسانیترین روش اعدام در بین روشهای موجود میباشد. مقامات قضایی جمهوری خلق چین ضمن تآکید به استفاده هرچه بیشتر از این روش اعلام کردند که این روش انسانی تر از روش معمولی اعدام درچین یعنی تیر باران باشد.
💡 شدی گه معتکف درچین گیسوی پریرویان به پیش زلف چون چوگانشان گاهی چو گوگشتی
💡 می زنی گاهی بر مغفر قیصر در روم می روی گاهی در جوشن خاقان درچین
💡 نه کسی درچین چوزلفت دیده مشکی عنبرین بو نه کسی درمصر چون لعل توروح افزا نباتی