لغت نامه دهخدا
درهم نشستن. [ دَ هََ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) کثیف و غلیظ و هنگفت شدن مانند تاریکی. ( ناظم الاطباء ). ترکب. ( از تاج المصادر بیهقی ).
درهم نشستن. [ دَ هََ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) کثیف و غلیظ و هنگفت شدن مانند تاریکی. ( ناظم الاطباء ). ترکب. ( از تاج المصادر بیهقی ).
کثیف و غلیظ و هنگفت شدن مانند تاریکی ترکب
💡 و اما تو اى عمربن عاص، به خاطر احمق بودن شايسته، پاسخگوئى نيستى، پىجوئى اين امور براى تو مانند مگسى است كه به درخت مى گويد: بايست كه مى خواهمروى شاخه هايت بنشينم، درخت به او مى گويد: من اصلا متوجه نشستن تو نشدم چگونهنشستن تو بر من دشوار باشد، و سوگند به خدا گمان نمى كنم كه قدرت داشتهباشى كه با من دشمنى كنى تا بر من دشوار آيد، اما من به گفتارت پاسخ مى گويم.
💡 ایستگاه فضایی، یک ساختار ساخته دست بشر میباشد که برای زندگی انسان در فضای خارج طراحی شدهاست. یک ایستگاه فضایی از انواع فضاپیماها به وسیله نقصش در نیرو محرکه زیاد یا امکانات بر زمین نشستن، متمایز میشود. به جای موتورهای دیگر به عنوان جا به جایی به و از ایستگاه استفاده میشود.
💡 در آلمان این حکایت به دلیل ترجمه اقتباسی دقیق مارتین لوتر بسیار محبوب بود. مجسمههایی بر اساس این داستان در چندین باغ وحش وجود دارد که دوتای آنها اثر استفان هوروتا است. در باغ وحش روستوک روباه به درخت مینگرد و پرنده در حال نشستن است. همچنین بر روی دیوار مجاور ورودی باغ وحش کوچک وایسواسر پلاکی سرامیکی از این افسانه ساخته شده که مربوط به قبل از سال ۱۹۹۰ است.
💡 فرمود: يك ساعت در محضر علماء نشستن كه انسان را به مبدء و معاد آشنا سازند از هزارسال عبادت نزد خداوند محبوتر خواهد بود.
💡 فردوسی هم مراسم تاجگذاری، برتخت نشستن خسرو، دادگری و درخواست فرمانبرداری خسرو از بزرگان را بیان کرده است.