دره پیکان

لغت نامه دهخدا

دره پیکان. [ دَرْ رَ پ َ / پ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 106هزارگزی شمال خاوری کهنوج و سرراه مالرو ریگان - کهنوج، با 130 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت

جمله سازی با دره پیکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزان و شبان در دل و در چشم من از رنج اندیشه چو پیکان و مژه همضو سناست

💡 ایجاد می‌کند. برای این کار برای همه روابط و بلاخص توابع عموماً از نمودار پیکانی استفاده می‌شود. برای رسم نمودار پیکانی تابع

💡 نیست اشک این بر رخم در سینه پیکان‌های تو آب گشته ز آتشم و اکنون ز مژگان می‌چکد

💡 ملک کیومرث هم شخصاً به میرنا آمد و با ظهیرالدین و کمال‌الدین دیدار و گفتگو نمود و دستور داد جراحی پیکان فرورفته در پای ظهیرالدین را درآورد.

💡 مرا دردی ست کاسایش، نیابد، جز به یک تیرت عجب دردی که جان خسته از پیکان بیاساید

💡 من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را کی توانم برکشید از سینه پیکان تو را

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز