لغت نامه دهخدا
درزی نامه. [ دَ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه درزیگران. کتاب درزیان.کتابی که داستانهای درزیان در بر دارد:
در سمر میخواند درزی نامه ای
گرد او جمع آمده هنگامه ای.مولوی.
درزی نامه. [ دَ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه درزیگران. کتاب درزیان.کتابی که داستانهای درزیان در بر دارد:
در سمر میخواند درزی نامه ای
گرد او جمع آمده هنگامه ای.مولوی.
نامه درزیگران کتاب درزیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندوزد قبای تو این سفله درزی بگرداندت سر به چیره زبانی
💡 پس اشارت به درزی کرد و گفت: «این ندوزد مگر قبای ملوک».
💡 تا زند بخیه درزی چالاک آنچه بر یوسف از قفا شده چاک
💡 چه خوش گفت درزی بیک جامه پوش چو تشریفی میفکندش بدوش
💡 درزی ایام زان ره میشکافت آنچه را زین راه، ما میدوختیم