دایی اقلی

لغت نامه دهخدا

دایی اقلی. [ اُ ] ( اِ مرکب ) ( از: دائی فارسی که بتخفیف درتلفظ عامه دای گفته شود + اقلی ترکی به معنی پسر + یاء نسبت ). دای اقلی. پسردایی. دایی زاده. خالوزاده.

جمله سازی با دایی اقلی

💡 بعد از درگذشت او چون پسرش سید عبدالخالق خردسال بود، شاه طهماسب دوم تولیت را به دایی او، میرزا علی‌محمد صدرالممالک که نوه شیخ‌الاسلام قزوین بود، سپرد.

💡 کاوه بیات در تهران به دنیا آمد. خاندان او از نامداران عرصۀ تاریخ و سیاست ایران‌زمین اند. او نوۀ دختری صولت‌الدولۀ قشقایی است و نیای او، سهام‌السلطان، زمانی نخست وزیر ایران بود. مادربزرگ پدری وی نیز از نوادگان فتحعلی شاه قاجار و محمد مصدق دایی پدر اوست.

💡 رناتو در خانواده‌ای فقیر در حوالی رم به دنیا آمد. مادر او خدمتکار خانواده‌های ثروتمند بود. دایی او فعال کارگری در کارخانه فیات بود که در ۱۹۴۵ کشته شد.

💡 مردی، دایی ویلچری اش را به چارلی می‌سپارد و به نزد دختر مورد علاقه اش می‌رود. اما بعداً چارلی به خاطر آن دختر با مرد درگیر می‌شود؛ و پس از این که مرد با پلیس درگیر می‌شود، چارلی با دختر می‌رود.

💡 در سال ۱۷۸۱ یعنی وقتی جان دوازده سالش بود، دایی‌اش او را به لندن برد و به مدرسه سپرد اما می‌خواست سریعاً او را به ارتش ملحق کند. در نهایت موفق شد و جان در ۱۶ آوریل ۱۷۸۳ با کشتی‌ای به نام بازبریج وارد شهر مدرس هندوستان شد.

💡 رضایی در سال ۱۳۸۷ به تیم ملی فوتبال ایران به مربیگری علی دایی دعوت شد؛ که در بازی با تیم ملی فوتبال زامبیا اولین گل ملی خود را به ثمر رساند. وی ۵۰ بازی برای تیم ملی فوتبال ایران انجام داده‌است و ۱۱ گل ملی در کارنامه ورزشی خود دارد. او در جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۱ حضور داشت و از بازیکنان فیکس تیم ملی بود و یک گل مقابل عراق برای تیم ملی کشورمان ایران به ثمر رساند.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز