لغت نامه دهخدا
دال طبان. [ ] ( اِخ ) مصطفی پاشا. رجوع به مصطفی پاشا و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
دال طبان. [ ] ( اِخ ) مصطفی پاشا. رجوع به مصطفی پاشا و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
مصطفی پاشا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حلقه جیم تو گرفتیم اگر دل بازش بهمان نقطه دال تو سپردیم
💡 به سعد طالع و فرخنده روز فرخ فال زماه ی شده وز سال خی و نون با دال
💡 بهرتعلیم شکوفه، باد از شاخ درخت گه الف سازد گه دال کند گه نونا
💡 هزار صومعه ویران کند به یک ساعت چو حلقههای سر زلف جیم و دال کند
💡 قامتم نون و دل از غم شده چون حلقه ی میم لیک بر حال دلم جیم سر زلف تو دال
💡 میم و حا، میم و دال میخوانم نام آن نامدار میبینم