داردار کردن

لغت نامه دهخدا

داردار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دیر پاییدن و ثبات داشتن. ( برهان ). || بانگ و فریاد راه انداختن. رجوع به داردار شود.

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م. ) به صبر و درنگ واداشتن.

فرهنگ فارسی

دیر پاییدن و ثبات داشتن

ویکی واژه

به صبر و درنگ واداشتن.

جمله سازی با داردار کردن

💡 ۳- از داردار و پسرش باقر: خانواده‌های باقری (معروف به باقر طایفه).

💡 ۳- از داردار و پسرش باقر: خانواده‌های باقری (معروف به باقر طایفه).

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز