خیال پرور

لغت نامه دهخدا

خیال پرور. [ خ َ / خیا پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پروراننده خیال. آنکه بدنبال تخیل خود میرود. آنکه بر بال خیال میپرد. آنکه فانوس خیال های دور و دراز را روشن می کند. آنکه در ذهن پندارهای دور از واقع ترتیب میدهد.

فرهنگ فارسی

پروراننده خیال عشق بخیال

جمله سازی با خیال پرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز گریه‌، سیری چشم پر آب دشوار است خیال دامن اشک‌، از سحاب دشوار است

💡 با جور دور ساز خیالی و صبر کن کار تو گر نساخت چه شد کار ساز نیست

💡 غمهات در دل شب پیش خیال گویم ای آنکه خفته ای خوش در منزل سلامت

💡 همنسبتی جوهر رازت چه خیال است از وهم برون ‌آ،‌ کف این قلزم ژرفی

💡 از حال من تو فارغ و من در خیال تو روزی به شب رسانم و شامی سحر کنم

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز