خون خوابیدن

لغت نامه دهخدا

خون خوابیدن. [ خوا / خا دَ] ( مص مرکب ) خون خسبیدن. رجوع به خون خسبیدن شود.

فرهنگ فارسی

خون خسبیدن

جمله سازی با خون خوابیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۱. قرار گرفتن در موقعیت‌های خاص سر (نظیر خوابیدن به سمت ضایعه دیده) موجب برانگیخته شدن علائم می‌شود.

💡 ماضی نقلی افعالی مانند نشستن، خوابیدن، ایستادن و ماندن حالتی را در زمان حال می‌رسانند که از گذشته شروع شده و هنوز هم ادامه دارد.مثال: «پرویز دو ساعت است که اینجا نشسته‌است»

💡 تروپوپنه (Trepopnea) - نفس نفس زدن درحالت خوابیده به پشت (که با خوابیدن به پهلو برطرف می‌شود)

💡 تُنک‌‌سرمایه است‌ آن‌ دل‌ که‌ شد آسودگی‌ سازش به بی‌مغزی دلیلی نیست جز خوابیدن مینا

💡 دو چندان می شود راه از میان راه خوابیدن به گورافکن، اگر داری بصیرت، خواب راحت را

💡 مشو با بال و پر زنهار از افتادگی غافل که سر در دامن منزل گذارد ره ز خوابیدن

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز