خوش محاضره
مترادفها
خوشسخن، سخنور، بابلاغت، خوشبیان
متضادها
بدگو
لغت نامه دهخدا
خوش محاضره. [ خوَش ْ / خُش ْ م ُ ض َ / ض ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) خوش صحبت. خوش مجلس. خوش سخن. خوش گفت و شنود.
فرهنگ فارسی
خوش صحبت خوش مجلس
جمله سازی با خوش محاضره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 6 - (ابن ابى العزاقر محمد بن على الشلمغانى ) و قصه محاضره او با حسين بن روحنائب خاص معروف و مشهور و توقعيات در حق وى در كتب مذكور و از تاءليف او كتابالتكليف مى باشد.