خوش قطعی

لغت نامه دهخدا

خوش قطعی. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َ ] ( حامص مرکب ) تناسب و توازن چیزی در اندازه. نیکواندازگی. خوش برشی.

فرهنگ فارسی

تناسب و توازن چیزی در اندازه

جمله سازی با خوش قطعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راجرز پس از مدتی کوتاه از قطعی شدن حضور واتفورد در لیگ چمپیونشیپ و البته پس از برکناری استیو کوپل از سرمربی‌گری ریدینگ به عنوان یکی از گزینه‌های اصلی جایگزنی او برگزیده شد.

💡 بحران سیاسی برای بازگشت لئوپولد سوم در بلژیک ایجاد شد. کاتولیک‌ها به ویژه فلاندرها از بازگشت وی حمایت می‌کردند؛ اما سوسیالیست‌ها در والونی و بروکسل به شدت با بازگشت او مخالف بودند. پس از یک اعتصاب عمومی و یک همه پرسی غیر قطعی، شاه در سال ۱۹۵۰ به نفع پسرش بودوئن استعفا کرد.

💡 توجه داشته باشید که این قسمت در مورد فیزیک کلاسیک است نه کوانتمی و فیزیک جدید و به صورت قطعی موارد مورد نظر را مشخص می‌کند نه بر اساس افزایش احتمال و….

💡 و گفته‌اند شاهد قطعی دانست که زلیخا را گناه است نه یوسف را امّا نمی‌خواست صریح بگوید و بتعریض بگفت.

💡 براساس اصلی به نام «مصونیت صلاحیتی» یا «صلاحیت برخورداری از مصونیت»، اگر مأموران دولتی هنگام اجرای مأموریت «مرتکب اقدامی معقول اما شامل خطا در تفسیر موازین قطعی حقوقی» شوند تحت پیگرد کیفری قرار نمی‌گیرند مگر اینکه عمداً مرتکب این اقدام شده باشند. در این موارد، قربانیان و خانواده‌های آنان تنها می‌توانند مأموران پلیس را در محاکم حقوقی تحت پیگرد قرار دهند.

💡 آن گه بر سبیل ابتدا قطعی حکم کرد، و گفت: «انّها» بکسر الف بر قراءت مکّی و ابو عمرو، «إِذا جاءَتْ لا یُؤْمِنُونَ» البته ایشان چون آیت و معجزات بینند هم بنگروند.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز