لغت نامه دهخدا
خوش بیاری. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوش طالعی. خوش اقبالی. مقابل بدبیاری. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوش بیاری. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوش طالعی. خوش اقبالی. مقابل بدبیاری. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوش طالعی خوش اقبالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای حریفان بیاری گل و مل چاره جوئید، کار سخت افتاد
💡 تا بشکنی سپاه غمان بر دل آن به که می بیاری و بگساری
💡 زبان دُر فشان پرراز داری که هر ساعت از او دری بیاری
💡 از ایران فراوان سپاه آمدست بیاری برین رزمگاه آمدست
💡 بیاری فراوان سپاه آمدست بسی کینهور رزمخواه آمدست