لغت نامه دهخدا
خوش برخوردی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب َ خوَرْ / خُرْ ] ( حامص مرکب ) خوش محضری. نیک محضری. حالت برخورد نیک داشتن. خوش معاشرتی. ( یادداشت مؤلف ).
خوش برخوردی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب َ خوَرْ / خُرْ ] ( حامص مرکب ) خوش محضری. نیک محضری. حالت برخورد نیک داشتن. خوش معاشرتی. ( یادداشت مؤلف ).
💡 سامرفلد یک دهانه برخوردی در ماه است.
💡 این جنبش در سپتامبر ۲۰۰۴ توسط روشنفکران چپ و چپ میانه و فعالانی تأسیس شد که برخی از آنها قبلاً از حزب کمونیست لبنان جدا شده و برخی دیگر فعالان دانشجویی «گروههای چپ مستقل» بودند. جنبش چپ دموکراتیک یک سوسیال دموکراسی مدل اروپایی را تأیید میکند ولی با تمامی شکلهای چپگرایی برخوردی بازدارد و مشوق ایجاد یک دولت کاملاً سکولار است.
💡 دیریکله یک دهانه برخوردی در ماه است.
💡 رهاتیکوس یک دهانه برخوردی در ماه است.