لغت نامه دهخدا
خوزهرج. [ خ َ زَ رَ ] ( معرب، اِ ) معرب خرزهره و بمعنی آن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). این کلمه تصحیف خرزهره است نه معرب آن و شاید معرب به اعتبار تبدیل «هَ» آخر به «ج » گفته اند. ( از حاشیه برهان ).
خوزهرج. [ خ َ زَ رَ ] ( معرب، اِ ) معرب خرزهره و بمعنی آن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). این کلمه تصحیف خرزهره است نه معرب آن و شاید معرب به اعتبار تبدیل «هَ» آخر به «ج » گفته اند. ( از حاشیه برهان ).
معرب خرزهره و بمعنی آن.
💡 استودانهای خوزی: این محوطه در دشت جنوبی به فاصله ۹ کیلومتری جنوب شرقی مهر در جنوب شرقی شهر مهر در جنوب شهر خوزی قرار دارد.
💡 عیلامی یا خوزی turna و dona به معنی دانستن، دانا
💡 ابن حوقل هم میگوید که با وجود زبان عربی و فارسی، خوزی به زبان دیگری سخن میگویند که نه سریانی است و نه عبری.