خواب نما شدن

لغت نامه دهخدا

خواب نما شدن. [ خوا / خا ن ُ / ن َ / ن ِ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) بخواب آمدن. حادثه یا واقعیتی برؤیای آدمی آمدن. در خواب امری در رؤیای انسان جلوه کردن.
- خواب نما شدن امامزاده ای؛ در خواب بر کسی معلوم شدن مزار امامزاده. مدفن امامزاده ای بوسیله خواب معلوم شدن. بخواب کسی آمدن که در اینجا امامی یا امامزاده ای دفن است. ( یادداشت مؤ لف ).

فرهنگ فارسی

بخواب آمدن حادثه یا واقعیتی برویای آدمی آمدن.

جمله سازی با خواب نما شدن

💡 چون راز فتنه فاش نگردد که چشم او در خواب هم سرش به گریبان فتنه است

💡 ز فکر، رشته جانی که پیچ و تاب ندیده خیال گوهر شهوار را به خواب ندیده

💡 چشمِ بیمارِ مرا خواب نه در خور باشد من لَهُ یَقتُلُ داءٌ دَنَفٌ کیفَ یَنام؟

💡 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

💡 صحبت روشن ضمیران پرده سوز غفلت است خواب می سوزد چشم ازدیده باز چراغ

مترجم یعنی چه؟
مترجم یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز