خمیر محله

لغت نامه دهخدا

خمیر محله. [ خ َ م َ ح َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان رحیم آباد بخش رودسر شهرستان لاهیجان، دارای 180 تن سکنه، محصول آن مختصری چای و صنایع دستی کوزه گری و سفال سازی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان رحیم آباد بخش رودسر شهرستان لاهیجان دارای ۱۸٠ تن سکنه محصول آن مختصری چای و صنایع دستی کوزه گری و سفال سازی و راه مالرو است.

جمله سازی با خمیر محله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود روح الامین مقبول حق از سجدهٔ آدم مگر از خاک آن وادی خمیر جسم انسان شد

💡 ما را از خاک چون مو از خمیر آرد برون از دم خونگرم و از گیرایی افسون سخن

💡 شگفت نیست ز شورِ خمیر‌مایهٔ عشق که هم تنور درآید به چرخ و هم خَبّاز

💡 آل درویش، روستایی در دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان خمیر در استان هرمزگان ایران است.

💡 از تن خاکی چو مو آسان برآید از خمیر روح اگر با عالم بالا به هم پیوسته است

💡 بر کشد بندم اگر بر خاره دل با صد طناب تاب آن پیچان رسن چونانکه موئی از خمیر

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز