لغت نامه دهخدا
خلل ناک. [خ َ ل َ ] ( ص مرکب ) رخنه دار. دارای منفذ:
روی جهان کآینه پاک شد
از نفس چند خلل ناک شد.نظامی ( مخزن الاسرار ص 112 ).
خلل ناک. [خ َ ل َ ] ( ص مرکب ) رخنه دار. دارای منفذ:
روی جهان کآینه پاک شد
از نفس چند خلل ناک شد.نظامی ( مخزن الاسرار ص 112 ).
رخنه دار دارای منفذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلل دارد یقین با هر که جانان را گمان کردم یقین پیش من است آنرا که با مردم گمان دارم
💡 در دلم زینسان که محکم شد اساس عشق تو کی به طوفان غم و سیل بلا یابد خلل
💡 مشمر ز طبع من زلل مشناس در شعرم خلل گر من ز ربع و از طَلَلْ در مدح تو گویم سخن
💡 او ((صَمَد)) است، عزيزى خلل ناپذير كه همه عزّت ها از اوست و هركس هر عزّت و قدرتىدارد از اوست. او به هيچكس و هيچ چيز نياز ندارد ولى همه چيز نيازمند اوست.
💡 خلل در سومنات افگند زانسان که شد بت خانهٔ گردون هراسان
💡 راهی چنانکه آید از او جسم را خلل راهی چنانکه باشد از او روح را زیان