لغت نامه دهخدا
خطیب یمنی. [ خ َ ب ِ ی َ م َ ] ( اِخ ) وی یکی از شراح مفتاح العلوم سکاکی در علم ادب است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خطیب یمنی. [ خ َ ب ِ ی َ م َ ] ( اِخ ) وی یکی از شراح مفتاح العلوم سکاکی در علم ادب است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
وی یکی از شراح مفتاح العلوم سکاکی در علم ادب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز لفظ خطیبان مدحت سرایت همه عرصهٔ عالم آوا گرفته
💡 مدیح خوانش را بوستان سزد مجلس خطیب نامش را آسمان سزد منبر
💡 خطیب بباع ای منعمی که در عالم کسی ندانم کز نعمت تو محرومست
💡 ز جاه و گوهر ارچه با نصیب است ولی در کار چون تیغ خطیب است
💡 منبری آراستند و ان شه شوکت قرین گشت بمنبر خطیب برای نشر خطاب