لغت نامه دهخدا
خشت قالب زدن. [ خ ِ ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خشت درست کردن. پاره ای گل برای خشت درست کردن. و در قالب قرار دادن. رجوع به خشت به قالب زدن شود. || لاف زدن. دروغ بافتن. رجوع به خشت بقالب زدن شود.
خشت قالب زدن. [ خ ِ ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خشت درست کردن. پاره ای گل برای خشت درست کردن. و در قالب قرار دادن. رجوع به خشت به قالب زدن شود. || لاف زدن. دروغ بافتن. رجوع به خشت بقالب زدن شود.
خشت درست کردن پاره ای گل برای خشت درست کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنی هیل گفت: «اون یه رفیق دوستداشتنی بود… غم و ناراحتی من، در قالب کلمات نمیگنجد».
💡 از نظر اداری، تاریخچه دانشگاه را میتوان به اختصار در قالب مراحل زیر بیان کرد.
💡 زجام وصلش ای ساقی شراب روح بخشم ده که هستم قالب بیجان ز مهجوری و مشتاقی
💡 در آيات ديگرى نيز، اين موضوع در قالب الفاظىهمچون((اضلال وابطال )) مطرح شده است.(279)
💡 خاک شد این قالب افسرده در راه طلب کام جان حاصل نشد با من ز لطفت جز غضب
💡 زانگه که دل از زلف تو منشور جنون خواند جانرا غمت از قالب دلگیر برون خواند