خرق اجماع کردن
مترادفها
مخالفت با اتفاق نظر کردن
متضادها
اجماع کردن، توافق کردن
لغت نامه دهخدا
خرق اجماع کردن. [ خ َ ق ِ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اجماعی را نپذیرفتن. اجماعی را مورد قبول قرار ندادن.
فرهنگ فارسی
اجماعی را پذیرفتن اجماعی را مورد قبول قرار ندادن.
جمله سازی با خرق اجماع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ازجمله ادله آنها بر اعتقادشان، اجماع است.
💡 در جلسه شورای عالی، برخی از اعضا تصمیم گرفتند که با طرح پیشنهادی جدید مخالفت کنند و در واقع خرق اجماع کردن را در پیش بگیرند.
💡 وقتی یکی از اعضای تیم مدیریت به طور ناگهانی نظر خود را تغییر داد، عملاً با تصمیمات قبلی متفاوت عمل کرد و خرق اجماع کردن را آغاز نمود.
💡 تلاش برای خرق اجماع کردن در یک سازمان، معمولاً باعث ایجاد تنشهای بین مدیریتی و کاهش اعتماد میان اعضای مختلف تیمهای اجرایی میشود.