خرف شدن

لغت نامه دهخدا

خرف شدن. [ خ َ رِ / خ ِ رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیر و بی عقل شدن. || مبهوت و متحیر شدن:
نه پیر خوانی ویحک همی تو کیوان را
خرف شده ست از او هیچ نیک و بد مشمر.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

پیر و بی عقل شدن مبهوت و متحیر شدن

جمله سازی با خرف شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عجب آید ز منوچهر خرف گشته مرا کو ولایت ز شه شرق همی داشت نگاه

💡 دست بر هم زند طبیب ظریف چون خرف بیند اوفتاده حریف

💡 زبون نگشت چو موسیجة خرف مرغی که آشیانة عزلت گرفت چون عنقا

💡 نه پیر خوانی ویحک همی تو کیوان را خرف شدست ازو هیچ نیک و بد مشمر

💡 بود در آخر که پیری بود کار جان خرف درمانده تن گشته نزار

💡 زهی خرف که فلک بو او نمی دانست کزین نژاد کسی شیر سفلگان نمکید

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز