لغت نامه دهخدا
خرتوخر شدن. [ خ َ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هرج و مرج شدن. مغشوش شدن. آشفته شدن. در هم آمیخته شدن بی تناسب.
خرتوخر شدن. [ خ َ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هرج و مرج شدن. مغشوش شدن. آشفته شدن. در هم آمیخته شدن بی تناسب.
هرج و مرج شدن مغشوش شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حلقه تشویش درون سخت بماندم بیرون شدن از حلقه تشویش نمایم
💡 در خیال زلف او اینست گر سامان من تا کجا خواهد شدن یارب پریشان نالهام؟!
💡 دل ز دور خط تو بیرون نمییارد شدن میندانم زیر لب بازش چه افسون کردهای
💡 9- عادّى شدن گناه، تكليف انسان در نهى از منكر را ساقط نمى كند. (و منقبل كانوا يعملون السيئات، فاتقوا الله )
💡 حاجت بخونبها نبود چون تو می کشی مقتول خنجر تو شدن خونبهای ماست