لغت نامه دهخدا
خربزه روباه. [ خ َ ب ُ زَ / زِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )حنظل را گویند و آنرا به کرمانی خرزهره و بعربی علقم می نامند. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). هندوانه ابوجهل. کبست. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خربزه روباه. [ خ َ ب ُ زَ / زِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )حنظل را گویند و آنرا به کرمانی خرزهره و بعربی علقم می نامند. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). هندوانه ابوجهل. کبست. ( یادداشت بخط مؤلف ).
حنظل را گویند و آنرا بکرمانی خر زهره و بعربی علقم می نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله: در هفته اول عروسى، عروس را از خوردن شير،سركه، خربزه و سيب ترش جلوگيرى كن، چون در هفتهاول عروسى، رحم زن سرد است و اگر اين غذاها را بخورد، موجب نازايى و عقيم شدن اومى گردد.