خراشگفت بالا

لغت نامه دهخدا

خراشگفت بالا. [ خ َ گ َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آبسرده بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع در 26هزارگزی شمال خاوری چقلوندی کنار باختری راه فرعی چقلوندی به بروجرد. این ناحیه کوهستانی است با آب و هوای سردسیری و مالاریایی. دارای 270 تن سکنه میباشد که لری و فارسی زبانند. این ده از سراب قلعه تخت و سراب سربیک مشروب میشود. محصولاتش غلات، لبنیات و پشم است. اهالی بکشاورزی و گله داری گذران می کنند و از صنایع دستی زنان قالی و جاجیم می بافند و راه آنجا اتومبیل رو است. ساکنین آنجا از طایفه بیرالوندند که در ساختمان و سیاه چادر سکونت دارند و زمستان به قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با خراشگفت بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهد این عجب! نقطه خال تو به بالای لب است

💡 حکیمش چو دید آنچنان بگذراند به بالا و بر صدر مجلس نشاند

💡 میل بادش چون سوی بالا بود ظرف خود را هم سوی بالا کشد

💡 دوست چو در چاه بود چه خوشست دوست چو بالاست به بالا خوشست

💡 می برد کاکل مشکین تو را باد ز جای دود را کی بود آرام به بالای چراغ

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز