خرابی بار اوردن

لغت نامه دهخدا

( خرابی بار آوردن••• ) خرابی بار آوردن. [ خ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بی آبرویی بار آوردن. کاری کردن که نتیجه بد بدهد. کاری را ببدی بردن. || پلیدی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( خرابی بار آوردن ) بی آبرویی بار آوردن یا پلیدی کردن

جمله سازی با خرابی بار اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل ما را همین سرگرم دارد در خرابی‌ها که کس جز ما نمی‌داند سعیدا منزل ما را

💡 بارندگی شدید، رانش زمین و خرابی یک پل باعث این سانحه شده‌است.

💡 ج) ساختمان‌هایی که خرابی آن‌ها باعث آتش‌سوزی و ایجاد آلودگی محیط زیست می‌شوند. مانند:پالایشگاه‌ها، مراکز سوخت‌رسانی و…

💡 بر سر کوی خرابات از خرابی چاره نیست نام نیکو پیش بد نامان بود ننگی تمام

💡 خرابی دل من نیست جز زدیدهٔ من که بسته باد چنین روزن از سرای کسی

💡 در جهان هیچکس از خویش خبردار نشد غیر آن مست خرابی که به میخانه گذشت

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز