خذابود فامی

لغت نامه دهخدا

خذابود فامی. [ خ ُ ی ی ] ( اِخ ) نام یکی از برکشیدگان فضل بن سهل است. حسن بن محمد که از خویشان فضل بن سهل است از قول عبداﷲبن بشر نقل می کند که او گفت: چون فضل از سیب به مدینةالسلام آمد، در منزل فامی نامی منزل گزید بنام «خذابود». این مرد خود و فرزندانش بخدمت فضل قیام کردند تا آنکه کار فضل بالا گرفت و بوزارت مأمون در خراسان رسید. اتفاقاً دست حوادث با «خذابود» سر نابسامانی گذارد و او را پریشان حال کرد تا آنکه «خذابود» را فضل بیاد آمد و چون دسترسی را بواسطه بعد مکان مشکل دید، بنزد عبداﷲبن بشر رفت و در منزل او جای گرفت. عبداﷲ میگوید: در این ایام بغداد فتح شد و کارها رو بسامانی می رفت. من روزی بنزد فضل رفتم و قصه «خذابود» گفتم. او، او را طلب کرد و از دیدن «خذابود» خوشیها نمود و در این بین تجار گندم بغداد پیشنهادی برای فروش گندم دادند، فضل معامله را بشرط شرکت «خذابود» قبول کرد و آخر معامله بدان انجام شد که آنان پنجاه هزار دینار به «خذابود» بدهند. «خذابود» از این انعام خوشیها کرد و از ملازمان فضل شد. ( از الوزراء و الکتاب ص 261، 262، 263 ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از برکشیدگان فضل بن سهل است

جمله سازی با خذابود فامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشوید رای تو از روی شبها تیره فامی را کف جود تو چون پدرام گرداند نظامی را

💡 چون سرمه به چشم من از آن طرف بناگوش مشکین رقم غالیه فامی نفرستاد

💡 از خود مخور فریب، که نوشی ز جام او؛ کان جام را ز خون جگر لعل فامی است

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز