خبه شدن
لغت نامه دهخدا
خبه شدن. [ خ َ ب َ / ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خفه شدن. انخناق. اختناق. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جمله سازی با خبه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای دیده ها چو دیده غوک آمده برون گویی که کرده اند گلوی ترا خبه
💡 ليكن اءبوالسعود در پاسخ اين اشكال مى گويد: تعبير از كتاب اللّه به (ماعرفوا) بدين جهت است كه معرفت رسول گرامى (منزَّل عليه ) به منزله معرفت كتاب اللّه (منزَّل ) به حساب مى آيد؛ چنان كه استفتاح به رسول صلى الله عليه و آله نيز استفتاح خبه خود كتاب (قرآن )، محسوب شده است؛ از اين رو (يستفتحون ) در آيه اول، به دنبال (ولمّا جاءهم كتاب من عند اللّه ) قرار گرفته است (1144).
💡 خبه کرده زهدان فزون از شمر که یک تن ز زهدان برآورده سر