لغت نامه دهخدا
خبر فرستادن. [ خ َ ب َ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) پیغام فرستادن. خبری ارسال کردن. پیام فرستادن. خبر بجای و مکانی گسیل داشتن.
خبر فرستادن. [ خ َ ب َ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) پیغام فرستادن. خبری ارسال کردن. پیام فرستادن. خبر بجای و مکانی گسیل داشتن.
پیغام فرستادن خبری ارسال کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهر کردم روش نامه فرستادن را دوزخی را ز چه بر بال کبوتر بندم؟
💡 چو چیزی نیست در دستم که حضرت را سزا باشد ز بهر خدمت پایت بخواهم سر فرستادن
💡 درفصل هفتم کراولی به وینچسترها برای فرستادن لوایتانها به برزخ کمک میکند چون خود او نیز از آنها می ترسد. دراین فصل مگ بدست او کشته میشود.
💡 1- فرستادن پيامبران و كتب آسمانى، از شئون ربوبىِ خداوند براى هدايت و تربيتمردم است. (انزل ربّكم )
💡 زان عیادت که نمودی به فرستادن غیر زندهام ساختی اعجاز تو را بنده شوم
💡 بدین خلعت فرستادن مرا تاجی بسر کردی چو تو جفت نظر بودی مرا جفت نظر کردی