لغت نامه دهخدا
خاکسترگونی. [ ک ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) برنگ خاکستری بودن. اغبیساس. ( اقرب الموارد ). غَبس. ( اقرب الموارد ). رُبدَه. ( منتهی الارب ). ادهمام. ( منتهی الارب ).
خاکسترگونی. [ ک ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) برنگ خاکستری بودن. اغبیساس. ( اقرب الموارد ). غَبس. ( اقرب الموارد ). رُبدَه. ( منتهی الارب ). ادهمام. ( منتهی الارب ).
برنگ خاکستری بودن اغبینساس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روم از تو زبونگردد بتخانه نگون گردد آبش همه خون گردد خاکش همه خاکستر
💡 سفر مردان خاکستری فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امیرشهاب رضویان ساختهٔ سال ۱۳۸۰ است.
💡 این هنگ تا سال ۲۰۱۱ مانند دیگر واحدهای ارتش شیلی از یونیفرم با رنگ خاکستری میدانی استفاده مینمود اما از آن پس لباس آبی روشن سوارهنظام با کلاه پیکلهاب مورد استفاده قرار گرفت.
💡 برای این منظور مقادیر بزرگتر از خاکستر بادی ٪۲۵-٪۳۵ استفاده میشود.
💡 تجهیزات را به شما میدهد. گاهی آیتمها گرانقیمت و گاهی ارزان قیمت هستند. این آیتمها شامل الماسها، خاکستر غولهای بازی، مجسمهها و حتی سلاحها هستند.
💡 آن را که بود سوختگی چشم و چراغش چون سرمه ز خاکستر پروانه نسازد؟