خانه ٔ کردگار
مترادفها
خانه خدا
متضادها
خانه مخلوقات
لغت نامه دهخدا
خانه کردگار. [ ن ِ ی ِ ک ِ دِ ] ( اِخ ) بیت اﷲ. کعبه:
زمین جای آرام هر آدمی است
همان خانه کردگار از زمی است.اسدی.
فرهنگ فارسی
بیت الله کعبه
جمله سازی با خانه ٔ کردگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندانستی این را که با کردگار منش ناید و خود پسندی به کار
💡 مرا این همه هست و از کردگار شدم نیز بر خسروان شهریار
💡 تا دو سال این کار کرد آن مرد کار بعد از آن امر آمدش از کردگار
💡 بر او زر و گوهر برافشاندند ابر کردگار آفرین خواندند
💡 گفت تاجر ز دیده ریزان آب که شبم گفت کردگار به خواب