لغت نامه دهخدا
خوک خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محل زندگی خوک.جایی که خوک را در آن نگاهداری می کنند:
بیت المقدس است دل تو بنور دین
وه تا نه خوک خانه کند کافر فرنگ.سوزنی.
خوک خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محل زندگی خوک.جایی که خوک را در آن نگاهداری می کنند:
بیت المقدس است دل تو بنور دین
وه تا نه خوک خانه کند کافر فرنگ.سوزنی.
محل زندگی خوک جاییکه خوک را در آن نگاهداری می کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به شش نفر، سرپیشخدمت، جاسوس، گوش آقای رئیس، نشانهگذاریشده، دو روی سکه، دستورالعمل زندگی، سالهای شیرین، تاج پادشاهان، گنجهای پنهان، جسم خارجی، لندنیها، حوزه استحفاظی ۱۳، کارول: مردی که پاپ شد، ع چون عشق، رنگهای خوشبختی، هتل ۵۲، در خوشی و سختی، پدر متیو، خانه تاریک و خوکها اشاره نمود.
💡 شاه برگشت سوی خانه و آن خوک هنوز بیشه و آب و گل تیره گرفته ست پناه
💡 نائومی برای تحت تأثیر گذاشتن دانشگاه کالیفرنیا یک خانهٔ بزرگ میخرد که در همین حین با پسر صاحب خانه، آستین (جاستین دیلی) که در حیاط همان خانه ماریجوانا کاشته و از یک خوک نگهداری میکند، مشاجره میکند.
💡 متلی از زبان حیوانات و راجع به سه خوک کوچولو و یک گرگ بدجنس است. در این داستان هریک از خوکها سعی دارد برای خود خانهای از مواد اولیهای خاص بنا کند. گرگ هم در فکر این است که خانه خوکها را خراب کند، اما خانه خوکی که از جنس آجر است، خراب نمیشود. این متل برای نخستین بار در سال ۱۸۴۰ به چاپ رسید اما خود داستان سابقه خیلی قدیمیتر دارد.