کعبه نشین

لغت نامه دهخدا

کعبه نشین. [ ک َ ب َ / ب ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نشیننده ٔکعبه. آنکه در کعبه نشیند. مجاور کعبه:
هم خدمت این حلقه بگوشان ختن به
از طاعت آن کعبه نشینان ریائی.خاقانی.تا کی برغم کعبه نشینان عروس وار
چون کعبه سر ز شقه دیبا برآورم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

نشیننده کعبه. آنکه در کعبه نشیند.

جمله سازی با کعبه نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پرتو لطف تو اسیر آینه سازد در کعبه آن طوف دل گوشه نشین را

💡 بر والرین امپراتور روم پیروز شد و بر مناطق مسیحی نشین،انطاکیه کاپادوکیه و کیلیکیه در آناتولی دست یافت و والرین همراه با هزاران نفر اسیر رومی و گروهی از اهالی این نواحی به بابل، میشان، بیشاپور و بخش‌هایی از خوزستان منتقل شدند. شمار زیادی از این اسیران مسیحی بودند و حتی برخی از روحانیون بزرگ مسیحی مانند دمیتریانوس، اسقف انطاکیه نیز در میان این اسیران حضور داشتند. با ورود افراد جدید جامعه مسیحی ایران متشکل از دو گروه مسیحیان بومی متأثر از فرهنگ سریانی - آرامی و مسیحیان تازه‌وارد متأثر از فرهنگ یونانی رومی بود، که از نظر زبانی و برخی عقاید دینی با یکدیگر تفاوت داشتند اسیران رومی در ایرانشهر واقع در خوزستان، دو کلیسا داشتند که در یکی مراسم دینی به زبان یونانی و در دیگری به زبان سریانی انجام می‌شد این دوگانگی فرهنگی میان مسیحیان ایران حتی در کتیبهٔ کعبه زرتشت کرتیر نیز منعکس شده‌است.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز