لغت نامه دهخدا
خانه فانوس. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جافانوسی. جایی که در آنجا فانوس گذارند:
قطره ای کافی است ای ابربلا زحمت مکش
بام ما چون خانه فانوس گل اندود نیست.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
خانه فانوس. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جافانوسی. جایی که در آنجا فانوس گذارند:
قطره ای کافی است ای ابربلا زحمت مکش
بام ما چون خانه فانوس گل اندود نیست.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
جافانوسی جایی که در آنجا فانوس گذارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فانوس بخش داستانی بلند پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار برای (خانهای کنار ابرها)
💡 صحنهای همراه با مهتاب شبانه و تصویر قایقها با کنتراست خطی ناشی از نور سرد ماه و درخشش نور فانوس ماهیگیران.
💡 ز نور فیض همچون کسوت فانوس لبریز است بحمدالله بجای خود ترا در پیرهن دارم
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به فانوس دریایی اشاره نمود.
💡 خوشا بخت گلستانی که صید خود کند ما را قفس از شعله آواز ما فانوس می گردد
💡 ای که می لرزی به شمع دولت بیدار خویش گرد خود فانوسی از دست دعا می بایدت