خانه ٔ ترازو

لغت نامه دهخدا

خانه ترازو. [ ن َ / ن ِ ی ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از برج میزان. ( ناظم الاطباء ). || وعاء میزان. جای ترازو.

فرهنگ فارسی

کنایه از برج میزان

جمله سازی با خانه ٔ ترازو

💡 شاه عباس كه سرگرم تماشاى اسبان و اصطبل بود با شنيدن سخن نامربوط (عجزى)با خونسردى و قيافه جدى گفت: چون ما فعلا در (طويله ) هستيم اگر صلاح مىدانيد، دستور دهم ترازو بياورند، و به وزن شما سرگين و پهن بكشند و به شمابدهند؟!

💡 همان طور كه در ترازوى مرسوم ومعمولى، ميزان حقيقى و مقياس،((مثقال )) و مانند آن مى باشد و ترازو، ابزار كار آن است (وهمين طور در سايروسايل سنجش ) در مورد اعمال نيز واحد سنجش و مقياسى وجود دارد كه مثلا به وسيله آن،نماز را مى سنجند و...

💡 غرق عصیان آنقدر گشتم که در بازار حشر گر به وزن آرند جرم من ترازو بشکند

💡 بناى عظيم روى قاعده سنگى هرم بسيار دقيق است، به طورى كه معماران امروز حيرانندكه در آن زمان با چه وسائلى به اين دقت ترازو و اندازه گيرى شده است.

💡 در ترازوی دل ار سنجم ترا با جان خویش از لطافت تو سبک آیی و جان آید گران

💡 چون ترازو ز پی عدل درین کار آنست که به جز راستی او را چو الف چیزی نیست

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
تشویق یعنی چه؟
تشویق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز