لغت نامه دهخدا
خام روئینه خم. [ م ِ ن َ / ن ِ خ ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرم روئینه خم. ( آنندراج ).
خام روئینه خم. [ م ِ ن َ / ن ِ خ ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرم روئینه خم. ( آنندراج ).
چرم روئینه خم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلق گیرند چو آئینه فولاد به زر هر که را هست به بر خلعت روئینه تنی
💡 دانه زن، ساحر است و هارون پیک بوق «کرنا و خنب روئینه »
💡 ز بس شورش رق روئینه طاس به گردون گردان در آمد هراس
💡 منم سام پور نریمان شیر که روئینه دیو اندر آرم به زیر
💡 نریمان شنیدی به مغرب چه کرد ز روئینه تن هم برآورد گرد