لغت نامه دهخدا
خالد طبری. [ ل ِ دِ طَ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به خالدبن هلال شود.
خالد طبری. [ ل ِ دِ طَ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به خالدبن هلال شود.
💡 خاک پای حضرت صدیق شاه نقشبند خالد درمانده تقصیر بار و مستمند
💡 طمع دارد به فضل حی معبود غلام خالد و صدیق محمود
💡 على بن خالد پس از ديدن اين واقعه دست از مذهب خود (زيدى ) كشيد و از شيعيان امام نهمحضرت جواد شد.(77)
💡 مـؤ لف گـويـد: كـه شـيـعـه و سنى نقل كرده اند كه خالد بن وليد، مالك را بى تقصيربـكـشـت و سـر او را ديـك پـايـه نـمـود و در هـمـان شـب كـه او را بـهقـتـل رسـانـيـد با زوجه اش همبستر شد و طايفه مالك را بكشت و زنان ايشان را اسير كردهبه مدينه آوردند و ايشان را اهل (رِدَّه ) ناميدند.(469)
💡 خالد ز غمت گشته چنان زار و نزار این بیت نکو صادق حالش گردید