خاصه ٔ وسطی

لغت نامه دهخدا

خاصه وسطی. [ خاص ْ ص َ / ص ِ ی ِ وَ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خاصه وسطی بعد ستاره بود به فلک تدویر از ذروه وسطی. ( کتاب التفهیم ص 125 ).

فرهنگ فارسی

خاصه وسطی بعد ستاره بود بفلک تدویر از ذروه وسطی.

جمله سازی با خاصه ٔ وسطی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکر تو فریضه‌ ست به‌ هر شهر اندر خاصه به دیار ماوَرَالنَّهر اندر

💡 جفا به اهل وفا خاصه داد خواهان کی رواست کو ستمت در جهان سمر نکند

💡 کریم آن پادشاه زند با آن قوت و قدرت که در هرکار بودش خاصه در تعمیر ویرانی

💡 حدیث منصب شغل و عمل نمی گویم به قرض خاصه اگر در خورد غمی بخورد

💡 از لطافت ترک من گویی که هست آب حیات خاصه آن ساعت که طبعش همچو آتش می‌کند

💡 هیچ مادح را بهتر ز تو ممدوحی نیست خاصه امروز که من مادح و تو مدح نیوش

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز