خارج النسب

لغت نامه دهخدا

خارج النسب. [ رِ جُن ْ ن َ س َ ] ( ع ص مرکب ) کسی که نسب خود را از عشیره خود خارج داند چون سیدی که خود را سید نداند. مقابل داخل النسب و دخیل.

فرهنگ فارسی

کسی که نسب خود را از عشیره خود خارج داند چون سیدی که خود را سید نداند مقابل داخل النسب و دخیل.

جمله سازی با خارج النسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خواب بيدار شدم و در عصر همان روز، بهمنزل ربانى مرحوم آقا سيدمحمد اصفهانى، پدر مرحوم آقا سيدمحمدمهدى اصفهانى صاحبكتاب احسن الوديعه رفتم و خواب را براى ايشاننقل كردم. ايشان فرمود: شما حامله مى باشيد و فرزند شما از سادات صحيح النسب است.

💡 به تصريح دانشمندان مانند محمد عبده مصرى در شرح نهج البلاغه صرير كسىراگويند كه صحيح النسب باشد، و لصيق كسى است كه بيگانه باشد و او را بهفاميل و قبيله چسبانده باشند.

💡 به تصريح دانشمندان، مانند محمّد عبده مصرى در شرح نهج البلاغه، صريح به كسىگويند كه صحيح النسب باشد، ولصيق كسى است كه بيگانه بوده و او را بهفاميل و قبيله وى چسبانده باشند.

💡 (إ نّا قوم عاديناكم فى الله و لم نكن نصالحكم للدنيا فلقد اءعيى النسب فكيفالسبب ) (108)

💡 ابن كلبى در جمهرة النسب، مى نويسد: مالك در بطاح كشته شد، خالد همسر او راتصاحب كرد و با وى زفاف نمود. و در اين باره ابو زهير سعدى مى گويد: ((به آنقبيله كه مورد هجوم قرار گرفتند بگو...)) سپس ‍ اشعار سابق را كه مانقل كرديم ذكر مى كند.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز