لغت نامه دهخدا
حکیم بن حنین. [ ح َ م ُ ن ِ ح ُ ن َ ] ( اِخ ) نام گیاه شناس و طبیبی است که ابن البیطار از او روایت می آورد. از جمله در شرح کلمه اینسون.
حکیم بن حنین. [ ح َ م ُ ن ِ ح ُ ن َ ] ( اِخ ) نام گیاه شناس و طبیبی است که ابن البیطار از او روایت می آورد. از جمله در شرح کلمه اینسون.
نام گیاه شناس و طبیبی است که ابن البیطار از او روایت می آورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلسوف و حکیم و دیندارست راست چون چشم عقل بیدارست
💡 پس بدو گفتا حکیم روزگار گشتهام از ماندگی من بیقرار
💡 قول تو هر کجا که دلیل آورد فقیه دیگر مجال بحث نماند حکیم را
💡 چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد
💡 زند به قائمه عرش دست را محکم کشد خروش که یا عدل و یا حکیم احکم
💡 چو اسکندر ز دنیا رفت بیرون حکیمی گفت ای شاه همایون