لغت نامه دهخدا
حقیقت قاصره. [ ح َ قی ق َ ت ِ ص ِ رَ / رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح اصول و ادب ) و آن نزد اهل عربیت استعمال لفظ است در جزء معنی آن، چنانکه در تجرید آمده است.
حقیقت قاصره. [ ح َ قی ق َ ت ِ ص ِ رَ / رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح اصول و ادب ) و آن نزد اهل عربیت استعمال لفظ است در جزء معنی آن، چنانکه در تجرید آمده است.
و آن نزد اهل عربیت استعمال لفظ است در جزئ معنی آن چنانکه در تجرید آمده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی دانست سرّی هست او را که میگفت از حقیقت آن نکو را
💡 ندیدی خویشتن را زان تو یکتا حقیقت هستی اندر جمله یکتا
💡 دانند عاقلان به حقیقت که مرغ روح وقتی خلاص یافت کزین آشیان برفت
💡 حقیقت شیخ ازین یک جرعه کن نوش بجز او جملگی گردد فراموش
💡 در این اسرار مردی باید و پاک که خون گردد حقیقت در دل خاک
💡 ترا نقاش جانها در دل و جانست حقیقت در درون خورشید رخشانست