واژه «ثره» در زبان عربی از ریشه «ثَرّ» گرفته شده و در لغتنامههای قدیمی معانی مختلفی برای آن ذکر شده است که همگی به مفهوم فراوانی، پرآبی یا فراخی اشاره دارند. یکی از مهمترین معانی آن «چشمه بسیار پرآب» است؛ یعنی چشمهای که آب فراوان و پیوسته دارد و خشک نمیشود. در برخی کاربردها، «ثره» برای توصیف «زخم گسترده و خونریز» نیز به کار رفته است و در این حالت به جراحتی گفته میشود که خون زیادی از آن جاری میشود. این واژه همچنین در مورد حیوانات شیرده مانند شتر یا گوسفند به کار میرود و به حیوانی گفته میشود که شیر فراوان دارد و پستانی پُر و گسترده دارد. در همین معنا، «ثره» میتواند به حیوانی با پستانهای فراخ و پُرشیر اشاره کند که نشاندهنده برکت و فراوانی در شیر دادن است. از نظر جنس دستوری، گاهی به صورت مؤنث «ثَرّ» به کار میرود و جمع آن در برخی منابع «ثرّات»، «ثرور» یا «ثرار» آمده است. در کاربردهای دیگر، این واژه برای توصیف زن پرگو نیز به کار رفته و به کسی گفته میشود که بسیار سخن میگوید. همچنین در برخی گویشها و منابع لغوی، تلفظهای مختلفی مانند «ثُره» یا «ثِره» برای آن ثبت شده است که تفاوتهای آوایی را نشان میدهد. در مجموع، این واژه بیشتر بر مفهوم فراوانی، زیادی و گستردگی در آب، شیر، خون یا سخن دلالت دارد. به طور کلی، «ثره» واژهای کهن و چندمعنایی در زبان عربی است که در متون لغوی برای بیان حالتهای پر بودن، فراخی و زیادی در چیزهای مختلف به کار رفته است.
ثره
لغت نامه دهخدا
( ثرة ) ثرة. [ ث َرْ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ثَر. || چشمه بسیارآب. || جراحت فراخ بسیارخون.
ثرة. [ ث َرْ رَ / ث ِرْ رَ ] ( ع ص، اِ ) ناقه و یا گوسپند بسیارشیر و فراخ پستان. ج، ثرور، ثرار.
ثرة. [ ث َرْ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ثَرّ. زن پرگوی. ج، ثَرّات. || چشمه بسیار آب. || ناقه یا گوسپند بسیار شیر. || ناقه یا گوسفند فراخ سوراخ پستان. و در معنی چشمه بسیارآب وناقه... بکسر ثاء نیز آمده است. ج، ثُرور. ثِرار.
ثرة.[ ث ِ رْ رَ ] ( ع ص، اِ ) ثَرة. و رجوع به ثرة شود.
فرهنگ فارسی
تانیث ثر زن پر گوی جمع ثرات چشمه بسیار آب