لغت نامه دهخدا
حسین جاندار. [ ح ُ س َ ن ِ ] ( اِخ )یکی از امرای شاه شجاع فرمانروای شیراز در قرن هشتم هجری. رجوع به تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 168 و 170 شود.
حسین جاندار. [ ح ُ س َ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به حسین خاندار شود.
حسین جاندار. [ ح ُ س َ ن ِ ] ( اِخ )یکی از امرای شاه شجاع فرمانروای شیراز در قرن هشتم هجری. رجوع به تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 168 و 170 شود.
حسین جاندار. [ ح ُ س َ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به حسین خاندار شود.
یکی از امرای شاه شجاع فرمانروای شیراز در قرن هشتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ترکیبات سمی اکثراً در محیط و بدن جانداران پایدار و مقاوم هستند. دیاکسینها میتوانند از طرق مختلف مثل خوردن مواد غذایی آلوده و حتی از طریق جفت یا شیر مادر وارد بدن انسان گردد.
💡 روح القدس جاندار او خلد برین رخسار او کوثر بر گفتار او یکسو نهاده ماجرا
💡 چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار؟!
💡 برای اینکه شکارگر بتواند یک وعده غذایی بالقوه را پیدا کند، ابتدا باید یک جاندار زنده را به عنوان طعمه شناسایی کند. با این حال، طعمه ممکن است ویژگیهای سازگاری زیادی داشته باشد که چنین کاری را دشوار کند.
💡 در باغوحش سن دیگو ۴۰۰۰ نوع جاندار نگهداری میشود. این باغوحش یکی از ۱۰ باغوحش برتر ایالات متحده آمریکا است.