حسن هندوئی

لغت نامه دهخدا

حسن هندوئی. [ ح َ س َ هَِ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خانمیرزا بخش لردگان شهرستان شهرکرد 32هزارگزی خاور لردگان شش هزارگزی راه عمومی لردگان به پل کوه. ( ؟ ) جلگه. معتدل. سکنه آن 374 تن. زبان فارسی، لری. آب آن از چشمه و قنات. محصول آنجا غلات، تریاک سردرختی. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم و قالیچه بافی.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان خانمیرزا بخش لردگان شهرستان شهرکرد

جمله سازی با حسن هندوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن سبب که یکی هندوئی به من بخشد هزار ترک سیه زلف سیمبر یابد

💡 گر تو هندوئی و خورشید پرستی ایزلف بالش از ماه چرا کردی و ازخور بستر

💡 خسروا خاقانی عذرا سخن هندوی توست هندوئی را ترک عذرا دادی احسنت ای ملک

💡 طرّه هندوش بین کاندر همه هندوستان هندوئی طرّار نبود ور بود نبود چنین

💡 کس ندیده غیر از آن زلف سیاه هندوئی کز ماه سازد بستری

💡 چه ای خال هندو زیر زلف آن پری پیکر بروی بت کشیده طیلسان از مشک هندوئی

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز